تکمله اي بر مناظرههفته گذشته متن کامل مناظره آقای قاسم روان بخش با دکتر صادق زيباکلام در هفته نامه پرتو درج شد. يکي از نکاتي که تعجب خوانندگان را برانگيخته، تجليل و دفاع وي از رضاشاه خائن بود. از آن جايي که آقاي زيباکلام بخش عمده اي از 18 دقيقه فرصت پاياني خود را صرف تجليل از رضاشاه کرد و ایشان در 3 دقيقه پاياني نتوانست به همه زواياي سخن وي بپردازد، براي تنوير افکار عمومي نکاتي را متذکر مي شویم.
1- آقاي زيباکلام اولين کسي است که پس از انقلاب، در صدا و سيما و کرسي هاي آزادانديشي دانشگاه ها رسماً، اين گونه به دفاع از رضاشاه برخاسته، تجليل از اين ديکتاتور را وظيفه خود مي داند و از اين که برخي افراد براي مناظره با وي درباره اين موضوع اعلام آمادگي کرده اند، اظهار خوشحالي مي کند. .
آقاي زيباکلام! رضاشاه آن قدر ارزش ندارد که شما به عنوان محقق و استاد دانشگاه، وقت خود و جمع کثيري از خوانندگان و شنوندگان را صرف او نماييد. بر فرض که ثابت کرديد رضاشاه برخي نکات مثبت را داشته است که ترديدي در آن نيست شيطان هم چنين است نتيجه کار شما به نفع چه کساني است؟ سلطنت طلبان، انجمن پادشاهي، رضا ربع پهلوي و اربابان آن ها؟
2- دفاع از يک کودتاگر، زير سؤال بردن دموکراسي و حکومت دموکراتيک است. اگر کسي جريان مدعي اصلاحطلبي در کشور را يک جريان "شتر گاو پلنگ" بنامد، چندان ناصواب نگفته ا ست. از يک طرف از دموکراسي و رأي مردم و حاکميت ملت سخن ميگويند و نظام جمهوري اسلامي مبتني بر آراي مردم را به ديکتاتوري متهم ميکنند! و از سوي ديگر ديکتاتورهايي چون آقامحمدخان قاجار و يا رضاخان قلدر را که با کودتا سر کار آمده و نظام سلطنتي پهلوي را بنا نهاد، بي نظير معرفي کنند که ايران امروز مرهون تلاشهاي آنان است! البته اين رويکرد، چندان هم جاي تعجب ندارد؛ زيرا اربابان مدعيان اصلاحات نيز همين منش و مرام را دارند، مهم آن است که منافعشان کجا و چگونه تأمين شود. از کشورهايي که در منطقه به صورت پادشاهي اداره مي شوند و بويي از دموکراسي نبردهاند حمايت ميکنند؛ ولي عليه مردميترين حکومت دنيا که سالانه يک انتخابات در آن برگزار مي شود (جمهوري اسلامي ايران) بدترين دشمني ها را اعمال ميکنند و از هيچ اقدامي براي براندازي آن دريغ نمي ورزند. به نظر ميرسد مدعيان اصلاحات اگر امروز کسي مثل رضاخان اقدام به کودتا کند و سهمي هم براي آنها در نظر بگيرد از او حمايت همه جانبه خواهند کرد؛ چنان که در انتخابات دهم با همه افراد و گروهکهاي معاند از جمله ربع پهلوي نيز دست وحدت دادند!
3- آقاي زيباکلام! همانگونه که در مناظره هم گفته شد، ترديدي نيست که هرکس هر چند خائن، وقتي زمام حکومتي را به دست گيرد، اقدام به انجام چند طرح يا کار مهم نيز مي کند تا بتواند افکار عمومي را بفريبد؛ ولي از شخصي مثل جنابعالي که سال هاست به تحقيق و تدريس مشغوليد، بعيد است که اين گونه تحت تأثير چند کار عمراني مثل کشيدن يک قطعه راه آهن، يا احداث يک دانشگاه يا چند بيمارستان قرار بگيريد. آيا معاويه و يزيد در دوران حکومت منحوسشان، خدمات عمراني نداشتهاند؟ مگر کشورگشايي اسلامي در زمان معاويه صورت نگرفت؟ آيا مي توان غصب خلاف و اقدام به شهادت امام معصوم(ع) را فراموش کرد و از خدمات! آن ها تجليل نمود؟! ممکن است بگوييد من يک شخصيت واقعنگر هستم و معتقدم بايد خدمات را هم در کنار خيانتها ذکر کرد؛ ولي پرسش اين است که چرا يک بار در کنار خدمات! رضاشاه و آغامحمدخان قاجار، از خيانتها و جنايتهايشان سخن نميگوييد؟!
4- سخنان شما در تجليل از رضاخان، انسان را به ياد پيرمردهايي مي اندازد که در زمستان سرد در کنار آفتاب، خاطرات گذشته را مرور ميکنند ولي از آن چه امروز در کشورشان مي گذرد هيچ اطلاعي ندارند. آقاي زيباکلام! چگونه است که همواره در احداث يک قطعه راه آهن و تأسيس دانشگاه تهران سخن مي گوييد؛ ولي خدمات بينظير جمهوري اسلامي در طي 31 سال عمر با برکت آن را مورد توجه قرار نميدهيد؟ چگونه است که ساخت هزارات کيلومتر جاده، ريل، و ساخت صدها سد و کارخانه، بازسازي کشاورزي و رساندن کشور به مرز صادرات گندم به رغم داشتن جمعيت هفتادميليوني، هسته اي شدن کشور، فرستادن ماهواره به فضا، دست يابي به سلول هاي بنيادين و... و در يک کلمه ورود ايران به باشگاه کشورهاي پيشرفته و ايستادگي در مقابل زياده خواهي هاي دشمنان از چشم شما دور مي ماند، ولي تأسيس دانشگاه تهران را که جنابعالي در يک اتاق آن نشسته ايد شاهکار بزرگ رضاشاه مي دانيد؟!
5- آقاي زيباکلام! جنابعالي سرکوبي نهضت جنگل به رهبري روحاني شجاع، ميرزاکوچک خان، و نهضت تبريز به رهبري شيخ محمد خياباني را از افتخارات رضاشاه دانستهايد و به سبب اين که وي توانسته است کشور را متحد کند به او مدال افتخار مي دهيد! در حالي که هدف مدرس و ميرزاکوچک خان و شيخ محمد خياباني، تحقق ايراني مستقل و آزاد بود نه مستعمره انگليس؛ و رضاشاه با سرکوبي آن ها نقش يک سرباز انگليسي را ا يفا نمود و پس از سرکوبي انقلابيون، آن را تقديم انگليس کرد و رفت!
6- آقاي زيباکلام! شما از تأسيس ارتش و افزايش نيروهاي 14 هزارنفري قزاق به 140 هزار نفر نيروي هوايي، زمين يو دريايي توسط رضاشاه نام برديد و آن را از موفقيتهاي بزرگ وي برشمرديد. در حالي که وقتي انگليسي ها تصميم گرفتند رضاشاه را به جزيره موريس ببرند يک گلوله از سوي اين ارتش شليک نشد! به راستي آيا اين، ارتش انگليس بود يا ارتش ايران؟!
نعمتي که جمهوري اسلامي در کنار ساير نعمت هاي برجسته براي مردم به ارمغان آورد، نعمت "استقلال" است. امروز مردم به خوبي ميدانند و مي بينند که خودشان تصميم مي گيرند، رئيس جمهور و نماينده مجلس از سوي سفارت آمريکا و انگليس برايشان تعيين نمي شود و مسؤولان کشورشان با پشتوانه الهي و حمايت هاي مردمي با تمام توان در برابر زياده خواهي هاي غرب ايستاده اند و در برابر هيچ گونه تهديد، هرچند اتمي باشد، نرمش نشان نميدهند. واقعاً نمک ناشناسي است که يک استاد علوم سياسي، 31 سال نان اين ملت را بخورد و به جاي دفاع از خواست ملي، از منفورترين چهرههاي تاريخ دفاع کند